صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

101

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

انسان انسان در ميان آفريده‌هاى خداوند ، مجموعهء شگفتيها و امور متضاد و غريب است . از هر چيزى در وى اثرى است و در هر اثرى ضدّ اوست كه با آن در نبرد است و يا با آن شباهت دارد . از نزاع اين امور متضّاد در وجود آدمى ، حيات وى استمرار مىيابد و مرگ و پس از مرگ او از آن مىباشد . در وى نور و تاريكى است ، تمامى اسباب سعادت و تمامى اسباب شقاوت وجود دارد و در رگ و خونش نفسهاى شيطانى در جريان است و در خيال و عقل او روح فرشتگان و نفس عقول مجرّده ساكن است . خداوند انسان را حامل اسرار پيچيده آفريد و كليد اين اسرار را رمزى از رموز گرداند كه خود به وى القاء نموده است . اگر انسان به كشف و شناخت آن رمز هدايت شود ، به فضاى اسرار وى وارد مىشود و به سعادتش رسيده است و اگر از فهم آن رمز گمراه شود و به معرفت آن دست نيابد ، از ورود به آن ممنوع و به بدبختى مىرسد . خداوند وى را از جنس خاك آفريد و سپس به تركيبى بديع درآميخت و از روح خود در وى دميد . لذا تعريفى دقيق‌تر ، لطيف‌تر و فراگيرتر از اين سخن دربارهء انسان وجود ندارد ، كه آدمى نفخه‌اى از قدرت و نور خداوند است و خداوند وى را بر ديگر آفريده‌ها به واسطهء اين نفخه كرامت بخشيد ، فرمود : فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي « 1 » . به واسطهء اين صورتى كه

--> ( 1 ) - حجر ( 15 ) آيهء 29 : پس وقتى كه آن را درست كردم ، و از روح خود در آن دميدم .